![]() |
![]() |
|
| توفان عشق |
|
زندگی به من یاد داده که اگه یه نفر را در لبه ی پرتگاه ببینم ، به جای کمک ، اونو در سرازیری دره هول بدم تا با افتادن در دره برای همیشه راحتش کنم یادم داده تا آنجا که می تونم از اطرافــــــــیانم بهره بگیرم و آنها را فقــــــــط برای منافع خودم بــــــــخوام . زندگی یادم داد که برای پیروزی فقط نباید مراقب این باشم که کلاهم را باد نبرد بلکه باید ســــــر مردم را هم کلاه بگذارم ، و از دور به آنها بخندم . زندگی یادم داد که اگه حق کسی را پایمال کردم اشکالی ندارد !، اما نباید دعای کمیل شبهـــــــای جمعه فراموشم شود و سینه زنی و نوحه خوانی برای امام حسین هم همینطور . زندگی یادم داد که هوس را عشق بنامم و آن را به صداقت پیشگان هدیه کنم . یادم داد که هرکــــس که دوستم داشت و دست رفاقت بامن داد به او عنوان (پیله )بدهم و او را تحقیر کنم ! زندگی خیلی چیزهای دیگه هم یادم داد که در عوض قلبم را سنگ کرد. که ای کاش قلب شیشه ای مرا را سنگ نمی کرد . که حال هزاران قلب شیــــــشه ای دیگر را به تمسخر بگیرم ای کاش کـــــــــه زندگی می گذاشت من بجای گرگ همان بره ی سفید معصوم باقی بمانم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:24 توسط توفان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|