![]() |
![]() |
|
| توفان عشق |
|
سلام بر همگی
خوشبحال من که دلتون برام تنگ شده بود . همش بهم می گید توفان آپ کن توفان کجایی ؟ توفان ... دیگه نمی پرسید چرا نیستی ؟ معلومه دیگه ... اون از عادله که معلوم نیست کجاست اون از زهر عسله که وبلاگش به کلی منهدم شد . حباب و اورمزد و گل یخ هم سالی یه مرتبه سراغ وبلاگشون نمیان گلبرگهای عشق هم که اصلا" نمی دونه که پسورد وبلاگش چیه ؟ شباهنگ انتظار و کاکتوس هم که خدا حافظی کردن . عمو امیر هم که دیگه دست هر چه وبلاگ نویس رو از پشت بسته این وسط فقط من و همخونه و مهناز بانو موندیم همخونه هم که یکی رو آورده کمک وگرنه خیلی وقت پیش شاهد انهدام وبلاگش بودیم من که هفته ای یا دو هفته یه بار میام اینجا یه سر می زنم . حالا فقط مهناز بانو مونده راستی مهناز بانو کی می خوایم از دستت راحت بشیم ؟ ولی من یه پیشنهاد دارم حالا که هیچ کی حوصله ی وبلاگ بازی نداره آی دی منو که دارید همدیگه رو اد کنیم لااقل اینجوری یادمون نمی ره یه زمانی با هم روزگاری داشتیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:39 توسط توفان |
|
|
همه ی رویا هایم سرشار از عطر گلی است که نامش را از یاد برده ام در برزخ این روزهای کدر و خاطره اش جانم را عریان می کند در برابر توفان درخت از پرنده تهی است و این دشت بی هوا خفه ام می کند پس کجاست پاک ترین هوای بی کرانه ی رویش
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:10 توسط توفان |
|
|
عجب شیر تو شیری شده !! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:41 توسط توفان |
|
|
زندگی به من یاد داده که اگه یه نفر را در لبه ی پرتگاه ببینم ، به جای کمک ، اونو در سرازیری دره هول بدم تا با افتادن در دره برای همیشه راحتش کنم یادم داده تا آنجا که می تونم از اطرافــــــــیانم بهره بگیرم و آنها را فقــــــــط برای منافع خودم بــــــــخوام . زندگی یادم داد که برای پیروزی فقط نباید مراقب این باشم که کلاهم را باد نبرد بلکه باید ســــــر مردم را هم کلاه بگذارم ، و از دور به آنها بخندم . زندگی یادم داد که اگه حق کسی را پایمال کردم اشکالی ندارد !، اما نباید دعای کمیل شبهـــــــای جمعه فراموشم شود و سینه زنی و نوحه خوانی برای امام حسین هم همینطور . زندگی یادم داد که هوس را عشق بنامم و آن را به صداقت پیشگان هدیه کنم . یادم داد که هرکــــس که دوستم داشت و دست رفاقت بامن داد به او عنوان (پیله )بدهم و او را تحقیر کنم ! زندگی خیلی چیزهای دیگه هم یادم داد که در عوض قلبم را سنگ کرد. که ای کاش قلب شیشه ای مرا را سنگ نمی کرد . که حال هزاران قلب شیــــــشه ای دیگر را به تمسخر بگیرم ای کاش کـــــــــه زندگی می گذاشت من بجای گرگ همان بره ی سفید معصوم باقی بمانم... |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:24 توسط توفان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|