![]() |
![]() |
|
| توفان عشق |
|
اینو نوشتم که بگم هنوز زنده هستم و دارم نفس می کشم بازدید کننده ی گرامی این وبلاگ به دلیل پرداخت ننمودن پول آب و برق و تلفن و... تا اطلاع ثانوی مسدود می باشد لطفا" جهت آگاهی بیشتر هی نظر بدهید آی نظر بدهید عید همگی مبارک به من که داره بد جوری خوش می گذره یادم رفت بگم توی عید زیاد نخورید رودل کنید تنقلات مال خودتون نیست شکم که مال خودتونه به خودتون رحم کنید
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:20 توسط توفان |
|
|
سولفلیز کنون سورپرایز یا همون سولفلیز کنون به زبان برره ای به مراسمی گفته می شــــــه که دو طرف بقدری همدیگر رو زجر می دن و برای هم کـــل کـــــل می خونن (چه عملا" و چه حرفا") که بالاخره یکی از دو طرف یا هر دو طرف تا مرز سکته کردن پیش می روند و سپس با گفتن جمله ی( شــوخی کردم) سولفلیز کنون تموم می شه و ختم سورپرایز اعلام می شود . دوستان عزیز یکی از دوستان انیترنتیمون کتابــــــــش رو به چاپ رسونده و هم اکنون هم منتشر شده این کتاب مبحث عاشقانه ای دارد و نام این کتاب( گلبرگهای عشـــق) است که در قسمت پیوندها اونو لینــــــک کردم با نام (گلبرگهای پلاسیده )من که در اولین فرصت اونو خریداری می کنم فکر کنم عیدی خوبی برای دوسـتانتون باشه نمی دونم قضیه از چه قراره که در تلویزیون ایران اونم در اخبار ساعت 21 کاندولیزارایــــس رادر یک جشن همراه بوش که با رقصیدن و حرکات موزون همراه بود نشان دادند و این موضوع این را می رســــــاند که یا تلویزیون ایران حمیت و غیرتش را از دست داده و دیگر به این خانوم به چشم خواهر برادری نیگاه نـــمی کند . و یا اینکه این خانوم از بس رفته رو نرو ملــــــت، تلویزیون ایران هم برای اینکه تلافــــی کند و حالــــشو بگیره رقصیدن این خانوم(استغفرالله توبه ) راکه اصلا"کار خوبی نیست در ملاعام به نمایش گذاشــــــته
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 17:19 توسط توفان |
|
|
سلااااااااااااااا م بر همگی از اونجایی که الا ن درست 5 روزه که این آتیش وبلاگم روشنه و هر لحظه داغ و داغ تر می شه بهتون توصیه می کنم تا شب نشده اگه نظر یا کامنتی می خواید بزارید همین الان این کار رو بکــنید چون امشب دیگه این برفا رو هم قطع می کنم تا دیگه راه فراری نباشه البته می تونید با ما معامله کنید اونم تا شب نشده راه معامله هم اینه یه جورایی سبیل ما رو چرب کنـــــید یا چک بنویسید یا طلاهاتون رو بدید یا فیش حقوقی هر ماهتون رو بی زحمت به آدرس ما بفرستید البـــــــــــته می تونید کفشهای پاشنه فلزی و ریکا و اسکاج رو برای خودتون نگه دارید و پسرا هم می تونن جورابهای بوگندوشون و کفشهای زهوار دررفته شون رو که صد ساله واکس به چشم ندیده رو برای خودشون نگه دارن ها ها ها هو هو هو در غیر این صورت آتیش و کبریت و سیخ ودور بین فیلمبرداری و نون و شکم گرسنه و پرتقال و سماق رو هم مهیا کردم از همه ی اینا گذشته من تا چند روز دیگه دارم می رم . می دونم خیلی اذیتتون کردم . شاید کســـی که بعد از من میاد از من بهتر باشه ... بدی ، خوبی از من دیدید ببخشید ، قول بدید فراموشم نکنید . خداحافـــــــــــظ برای همیشه . از طرف سال1385 ( نگید که دلتون نگرفت همگی دلتون برام تنگ شد هاااا بازم گول خوردید ) این مطلب رو یه هفته دیگه بخونید .! .......... .......... .......... .......... گفتم یه هفته دیگه ! ......... ......... عید نوروز مبارک . یادت باشه اولین نفری که بهت تبریک گفت من بودم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:45 توسط توفان |
|
|
اول از همه سلام بر همگی فروردین :تو که حال و حوصله ی سر و کله زدن با فامیل های از دماغ فیل افتاده رو نداری و دلتم واسه ی عید های صنار سه شاهی اونا لک نزده پس بگیر راحت بخواب ! اردیبهشت :توی این هوای راه می افتی توی خیابون ،یکی دیگه هم دیدی هوایی شده بود راه افتاده بود توی خیابون ، بعد خب... بهتون گیر می دن ها! دنبال دردسر نگرد بگیر بخواب ! خرداد : بیخودی میری بیرون که چی بشه ؟ مگه نمی خوای امتحان پایان ترمت رو با گواهی دکتر حذف کنی پس یه پولی جور کن زیر میزی بدی به یه دکتر بعدش هم تو خونه بگیر بخواب بزار همه فکر کنن حالت بده ! تیر :باز فصل میوه شروع شده... گیلاس که دل درد میاره هلو که گرونه ، هندونه که بخوری سردیت می شه .زرد آلو نفخ میاره .. مگه مرض داری که خودتو مریض می کنی مثل بچه ی آدم بگیر بخواب ! مرداد:بیرون عین جهنم داغه .. تا مخت نیمرو نشده یه جای خنک زیر کولر پیدا کن و بخواب ! شهریور :از ما گفتن این آخرین فرصت خوابه! پس فردا بازم کلاس و درس و هزار مصیبت ... مهر : حال و حوصله ی درس خوندن رو که نداری؟ داری ؟ پس واسه فرار از گیر دادنهای بابات بگیر یه گوشه تو اتاقت بخواب ... آبان : ماه مزخرفیه ... بیرون انگار قاتی دودها یه کم اکسیژن هم بکار بردن ... دوست داری تنگه نفس بگیری ؟ حال داری بعد از بیرون رفتن هر بار بری حموم ؟ بگیر بخواب خلاص ! آذر : کی گفته زیر باران باید رفت ...؟ احمقانه ترین کار دنیا زیر باران رفتنه ! یه جایی ردیف کن یه پتو بکش رو خودت ، چرت می چسپه ... نه ؟ دی :دیگه خود اخبار هم داره می گه به علت برف شدید اگه کار ضروری ندارید از خونه بیرون نیاید ... پس بچه ی حرف گوش کنی باش و تو خونه بگیر بخواب ! بهمن :تو روز خوش بیرون نبودی .. حالا تو سرمای زمستون می خوای کجا بری ؟ الکی خودت رو گول نزن .. س بخواب دیگه اسفند: همه دارن خونه تکونی می کنن .. کلی اسباب اثاثیه باید جابجا کنی ... بهترین بهونه واسه از زیر کار در رفتن چیه پس بگیر بخواب ! ای رحمت بر نویسنده ی این نظریات |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 20:47 توسط توفان |
|
|
خیلی وقتا هر کجا که پا می زارم بوی غصه و غم حالمو بهم می زنه شاید انتظار داشتید بگم بوی شادی و بوی عید میاد اما دیگه از حرفای الکی خوش و عامه پسند خسته شدم . هر کسی رو که می بینی از غصه به خودش می پیچه این روزا کسی رو سراغ ندارم که دلتنگ نباشه . توی پارک و توی خیابون و بین مردم و حتی دست نوشته های توی وبلاگ ها حاکی از همین موضوعه ( ای خدا مگه مردم ازت چی می خوان مگه گفتن در آسمون رو باز کن یا شاید هم گفتن بهشتت رو بیار روی زمین بزار ! مگه غیر از اینه که یکی سقف می خواد و یکی نون ، یکی شفا می خواد و این یکی، اون ؟! ... می خوام به جایی پناه ببرم که فارق از این همه درد باشه .. آخه مگه جایی هم هست بیا زسنگ بپرسیم که عاقبت ، فرجام ما چه خواهد شد ؟ همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است . نگاه کن نگاهها همه سنگ است و قلبها همه سنگ چه سنگ بارانی ... گیریم گریختی همه عمر ، به کجا پناه می بری خانه خدا از سنگ است ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 18:46 توسط توفان |
|
|
تا چند هفته دیگه بازار عید دیدنی و مهمونی داغ داغ می شه یه جوک براتون بگم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:35 توسط توفان |
|
|
ای بابا عجب گیری دادید ! من می گم بزار قضیه ختم به خیر بشه رقبا همه جونن و صد تا آرزو دارن مثل اینکه افاقه نمی کنه . خوبه که بهتون بگم لشگر ما سر حال و دماغ چاق زره پوشیده کلاه خودها همه به سر آماده ی رسیدن چهارشنبه سورین لشکر همخونه و دوستاش هم به ما پیوسته شما هم می تونید از همین الان تسلیم بشید بیامد مهــــــناز به کـــــــل گویــــــی و جدال با مریم و رضوان و نسترن و همراهان محال بگفتند آماده ایم در این واپسین عمر سال بکوبـــــــیم و ببـــــــریم و بکشـــــــیم حلال امیــــــــــــرو بگفتا به توفـــــــــــــــان چنین نداریم ما ولیکن لشــــکری در کمـــــــــین که رویم به رزم دخـــــــــــــتران آتشـــــین تا که پا را نهیم به میدانی .... چنیــــــــن چنین گفت توفـــــــان به عمویش امـــــیر نباشی غمین عمـــــــویم در این روز تیــر که همـخونه و عــادل و زهرا و دخت خوب به خیل سپاهان منو و تو دویــــدند به زیر تو قلــــــــب ســــــــــپه را به آئــــــین بدار کنون خــــــــــود روم و کنــــــــــم کـــــارزار به پاکـــــــرد آتشــــــــــی یک بارکــــــــی بریخــــت در آن نفـــــت را چند پیتــــــکی و آن سان بسوختند خیل بیــــــــــچارگان بپا خواست غریو و هیاهو در سپاه پیروزشان |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 14:30 توسط توفان |
|
|
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم زآنکه بر این پرده تاریک این خاموشی نزدیک آنچه می بینم نمی خواهم و آنچه می خواهم نمی بینم همه زمانه دگر گشته است نه آفتاب حقیقت ، نه پرتو ایمان فروغ راستی از خاک ، رخت بربسته است و آدمی افسوس به جای آنکه دلی از خاک بر دارد به قتل ماه کمر بسته است
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 12:54 توسط توفان |
|
|
اولا" سلام
O>->
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 14:59 توسط توفان |
|
|
بیاید خوب باشیم لحظه ها می گذرند و ما مسافران قطار زندگی همچنان در پیچ و خمهای روزگار طی طریقت می کنیم . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 1:21 توسط توفان |
|
|
یالا از در اومــــــــــد یار یــالا اومــــده مهـــــمون حالا چشــم من روشن جان من مهمــــونو قربون این آهنگ رو داداش دوقلوم طوفان خونده
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 22:54 توسط توفان |
|
|
در دو پست قبلی این شخص بیل گیتس فردی است که با شایستگی و هوشمندی فردی و فکری نو و پشتکاری عالی توانســـــت تـــــــحولی بزرگی را صورت دهد . بیل گیتس درهر ثانیه 250 دلار آمریکا در آمد دارد یعنی 8/207 میلیــــون دلار در روز . اگر 1000 دلار از دست وی بر زمین بیفتد این زحمت را به خود نمی دهد که بــــرش دارد . چون در آن 4 ثانیه ای که بر داشتنش طول می کشد این پول دوباره عایدش شده ( ای کاش تو اون لحـــظه من اونــجا بودم ) بیل گیتس می تواند ظرف 10 سال تمام بدهی آمریکا را که حدود 5/62 میلیارد دلار اسـت را پرداخت کند . |