![]() |
![]() |
|
| توفان عشق |
|
سلام دوستان خوش تیپ وبلاگ نویس به این مهمونی که جهت باز گشت دوباره ی (جناب آقای عادل سلیمانی )،که مدتی بود از حیطه وبلاگ نویسی دور بودند ،ترتیب داده شده خیلی خیلی خوش آمدید از اونجایی که آدم فوق العاده خوب و صد البته اهل ریش سفید بازی (فردین بازی ) هستم به این نتیجه رسیدم که شاید( شاید که نه حتما" ) گره این مشکل به دست من باز بشه شخصی خودم از ایشان به طور رسمی دعوت می کنم که با نوشتن یک پست جدید این خداحافظی را به سلامی دوباره مبدل کنند می کند و هم خاطره ای باشد الا ای عـــــــــــــــــادل فرزانــــــــــــه تمامش کن این گود بای بی بهانه بنویس در وبت یک پســــت جانانه تا شاد شوند مردم در پشت رایانه آخیش مردم از بس که خط کش قورت داده نوشتم ، نداره قابل توجه عمو امیر
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 23:23 توسط توفان |
|
|
دلتنگ که می شوی همه وجودت انگار سنگین می شود روی پیشانی ات به خاک می افتی باران می بارد از سجده که برخواستی عید می شود
فردا : حنجره ای تو را می خواند در فراسوی ثانیه ها بی واهمه پیش می رویم تا فردا ... چند قدم باقیست ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 20:1 توسط توفان |
|
|
ديروز خسته و كوفته برگشتم خونه و طبق معمول براي رفع خستگي اومدم پاي كامپيوتر ( اااا ببخشيد رايانه ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 16:33 توسط توفان |
|
|
بالاخره در آزمون رانندگی قبول شدم هر کس دیگه به جای من بود یکسال و نیم صبر نمی کرد و همون هفته های اول برای پز دادن هم که شده گواهی نامه شو برای پز دادن هم که شده گرفته بود (نگفته بودم .. چند سال پیش مبلغی پول جور کرده بودم که یه خونه نقلی بخرم از بخت سیاه من هر چه بیشتر جم می کردم قیمت خونه سر سام آوار تر می شد تصمیم گرفتم اونو توی بانک سر مایه گذاری کنم خدارو شکر بخت با من یار بود و خداهم کمک کرد و توی قرعه کشی حسابهای بانک ملت برنده یه خودروی پژو پرشیا شدم ) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 19:0 توسط توفان |
|
|
پنج سال پیش از خدا هدفی رو آرزو کردم امروز با گذشت پنج سال ( یه عمره اون لبخند هم نزدم درستش اینه که اینقدر تلاش کنی وکسی بشی که( هدفت تو رو از خدا آرزو کنه ) مرید مرادت نباش کاری کن مرادت مرید تو بشه
Oh my God من حالم بده شيطنت خونم پايين اومده ..... اين دگر من نيستم من نيستم حيف از آن لحظه كه بي من زيستم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 11:22 توسط توفان |
|
|
warning
dont kal kal with me
دارنده اين وبلاگ سخت عصباني است همين امروز صبح چند نفر را به آغوش باز خداوند رسانده
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 13:57 توسط توفان |
|
|
چراغ شکسته میخریم کفشهای پاره می خریم اسباب کهنه می خریم بی اختیار داد می زنم کهنه فروش قلب شکسته می خری
اگر دنیای ما دنیا سنگ اسـت ،بدان سنگینــی سنگ هم قشـــــنگ است اگر دنیای ما دنیای درد اســــت ،بدان عاشــق شــدن از بهر رنـــــج است اگر عاشق شدن پس یک گناه است ، دل عاشق شکستن صد گناه است این مطالب رو پشت یه کامیون نوشته بودند منم اونارو اینجا نوشتم مواظب خودتون باشید که بد جور برای توفان عزیزید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 23:33 توسط توفان |
|
|
۱- وقتي كه آدرسي رو از كسي مي پرسين بلافاصله جلوي چشمش از كس ديگري بپرسيد ۲- وقتي عده ي زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب كانال را عوض كنيد ۳- در يك جمع سوپ يا چايي را با هورت بالا بكشيد . ۴- وقتي كه از آسانسور پايين مي آييد دكمه هاي تمام طبقات را بزنيد و فورا" محل را ترك كنيد ۵- در روزهاي باروني با ماشينتون هنگامي كه عده اي آدم با كلاس ايستاده اند با سرعت از وسط آبها رد شويد اگر هم ماشين نداريد مي توانيد چكمه بپوشيد وخود اين كار را انجام دهيد( كه مثلما" راه دوم بيشتر كاربرد داره ۶- شمع تولد ديگران را شما فوت كنيد ۷- صابون را در، كف وان حمام جا بذارين ۸- بچه هاي جيغ جيغو وبي تربيت خود را به سينما ببريد اگر هم بچه اي نداريد مي توانيد خودتان اين كار را بكنيد ۹- هر جايي كه توانستيد آدامس جويده شده خود را جا بگذاريد ۱۰- حبه قند نيمه خيس و جويده شده خود را در قندان بگذاريد ۱۱-توي جاي دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنيد ۱۲- دوستتون كه پاش در گچه به مبارزه داخل رينگ دعوت كنيد ۱۳- ورقه هاي جزوه ۳۰۰ صحفه اي دوستتون رو كه ازش گرفتين كه زيراكس كنيد قاطي پاتي به او پس دهيد ۱۴- بوتيك چي رو وادار كنيد كه شونصد رنگ ونوع متفاوت پيراهنهايش را براي شما باز كنه و بهتون نشون بده و بعد بگين كه هيچكدام جالب نيست و سريعا" از محل متواري شويد . ۱۵- توي ظرفهاي آجيل براي مهمانهاتون فقط پسته و فندوق دهان بسته بگذاريد ۱۶- مرتب اشتباهات لغوي ديگرانرا هنگام صحبت كردن گوشزد كنيد و به او بخنديد ۱۷- به كسي كه دند ون مصنوعي داره بلال تعارف كنيد ۱۸- به يه پيتزا فروشي زنگ بزنيد و شماره تلفن پيتزا فروشي آنطرف خيابون رو ازش بپرسيد ۱۹- وقتي به يك هنر مند مي رسيد با دوستانتان به او نزديك شويد و بگوييد: بچه ها بيايد عكس بگيريم و دوربين را بههنرمند مورد نظر داده و از او بخواهيد از شما يك عكس بگيرد ۲۰- به كنسرت يك خواننده مشهور برويد و در صندلي هاي اول بشينيد و هنگام خواندن خواننده شما بخوابيد به طوري كه او شما را ببيند |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 19:26 توسط توفان |
|
|
عمو امیر که همکارم نیست و دوستم هم نیست و همین جوری تو کوچه پس کوچه های خاک خورده و آسفالت نشده ی خیالاتم پیداش کردم منو به این بازی دعوت کرد حالا شما ها به جهنم ،ببینید خدا چی درست کرده ؟!! ۱- دوست دارم یه شوکت خانوم داشته باشم که لباسامو بشوره ووسایلامو جم وجور کنه ۲- برام افت داره جورابامو بشورم برای همینم منتظر می شم تا سوراخ بشه بندازمش دور ( با همین کارمم خیلی ها رو سقط کردم . گلاب به رو تون ) ۳-هر چی که توی خونه خراب می شه از بد روزگار همیشه می ندازنش گردن من ۴- هرچی کار سنگینه می دن من انجام بدم (منو با رضا زاده اشتباه گرفتن ) ۵-همیشه آچار فرانسه و چکش و پیچ گوشتی دستمه ودر حال تعمیرات هستم اما تا حالا نشده چیزی رو درست کنم ۶-بدجوری اهل ریسک کردن هستم ، مثلا" برای رو کم کنی از پاگرد پله ها خودم رو می ندازم پایین یا تو ی گولد کویست شرکت کردم جالب اینجاست که هیچی هم دستم نیومد همیشه همه رو هم تشویق می کنم این کار رو بکنن ۷- اهل فردین بازی هستم هرکی احتیاج به کمک داشته باشه من در بس بیچارش می کنم ۸- هر کی هر دروغی داره میاد پیش من میگه (آخه فکر میکنه بلا نسبت من دو تا گوش دراز دارم ) ۹-با راننده تاکسی سر کرایه همیشه دعوام میشه متاسفانه اونی که پرت میشه بیرون همیشه منم ۱۰-اولین املای کلاس اولم نمره ۱۳ بود که برای هر کی تعریف کردم اندازه ی خودم خوشحال نشد نمی دونم چرا مردم انقدر حسود بودند ؟ ۱۱-چند تا دوست صمیمی دارم که هر هفته نوبت به یکیشون می رسه باهاش دعوا کنم به جان شما بدون اونام جون ندارم منم صمیمانه ،احمد آقای بقال و ممد آقای گل فروش ، اکی خرما فروش ، آتاسی سرکوچه ، سکینه روشور فروش ، رسول چلاغ رو به این بازی دعوت می کنم ، آقای تناردیه دربینوایان و گاراگاه دودو ،میگ میگ و پلنگ صورتی رو دعوت می کنم ، معلم کلاس پنجمم رو هم دعوت می کنم البته خدا رحمتش کنه حالا سرش شلوغه تو جهنم ، ای ای یادم رفت شینسکه جان ، خاستگار قدیمی هانیکو تو هم بیا مادرشو هر هاله و نوه عمه عمو زاده قلی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 0:29 توسط توفان |
|
|
دوستان سلام منم اومدم آخرش گره به دست خودم باز شد و خودم يه وبلاگ درست كردم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 12:32 توسط توفان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|