تبليغاتX
آرامش قلب در
توفان عشق
 

سلام دوستان خوش تیپ وبلاگ نویس

به این مهمونی که جهت باز گشت دوباره ی (جناب آقای عادل سلیمانی )،که مدتی بود از حیطه وبلاگ

نویسی دور بودند ،ترتیب داده شده خیلی خیلی خوش آمدید

از اونجایی که آدم فوق العاده خوب و صد البته اهل ریش سفید بازی (فردین بازی ) هستم به این نتیجه

رسیدم که شاید( شاید که نه حتما" ) گره این مشکل به دست من باز بشه به همین دلیل در وبلاگ

شخصی خودم از ایشان به طور رسمی دعوت می کنم که با نوشتن یک پست جدید این خداحافظی را

به سلامی دوباره مبدل کنند  به همین مناسبت شعری را بداهه سروده ام که هم دعوت را رسمی تر

می کند و هم خاطره ای باشد  گوش جان بسپارید

الا ای عـــــــــــــــــادل فرزانــــــــــــه

تمامش کن این گود بای بی بهانه

بنویس در وبت یک پســــت جانانه

تا شاد شوند مردم در پشت رایانه

آخیش مردم از بس که خط کش قورت داده نوشتم ، دلیل شعر گفتن هام اکتسابیه و ربطی سیب

نداره قابل توجه عمو امیر اینم از رنگ نوشته ها امیدوارم مقبول بیفتد قابل توجه دوکــــــــــی امین

خدمتتون عرض کنم خدا منو حفظ کنه براتون  خدا منو از تون نگیره مثل من تو این دنیا کمه  

 چه آدم خوبی هستم ختم کلام اینه که از فردا منتظر پست جدید ایشان باشید

 

                                          همیشه نیشتون باز باشه

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 23:23  توسط توفان | 
 

دلتنگ که می شوی همه وجودت

 انگار سنگین می شود

روی پیشانی ات به خاک می افتی

باران می بارد

از سجده که برخواستی عید می شود

فردا :

حنجره ای تو را می خواند

 در فراسوی ثانیه ها

بی واهمه پیش می رویم

تا فردا ...

چند قدم باقیست ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 20:1  توسط توفان | 
 

ديروز خسته و كوفته  برگشتم خونه و طبق معمول براي رفع خستگي اومدم پاي كامپيوتر ( اااا ببخشيد رايانه !)  يه سيب خوشمزه هم البته جاتون خاليه نباشه !  گرفتم دستم و نشستم وب گردي و مطالب شما عزيزان رومي خوندم  همين جوري كه داشتم گاز مي زدم و به به و چه چه مي كردم ناگهان احساس عجيبي بهم دست داد احساس خون خواري احساس اينكه  زندگي يه نفر رو ازش گرفتم از خودم خيلي بدم اومد  هميشه وقتي اين احساس بهم دست مي ده مزه ي دهنم تلخ مي شه  يخده توجه كردم   ديدم بعله .... تن بي سر كرم بدبخت لاي دندونهام  گير كرده عجب قبيح بازي بود .... حالا جاي شما خالي  ولي نتيجه گيري علمي كه گرفتم اين بود كه مزه گوشت كرم تلخه ... خوشحالم كه در راه علم قدمي برداشتم ...حالا يه كمم به جان من دعا كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 16:33  توسط توفان | 

 

بالاخره در آزمون رانندگی قبول شدم هر کس دیگه به جای من بود یکسال و نیم صبر نمی کرد و همون هفته های اول برای پز دادن هم که شده گواهی نامه شو برای پز دادن هم که شده گرفته بود (نگفته بودم .. چند سال پیش مبلغی پول جور کرده بودم که یه خونه نقلی بخرم از بخت سیاه من هر چه بیشتر جم می کردم قیمت خونه سر سام آوار تر می شد تصمیم گرفتم اونو توی بانک سر مایه گذاری کنم خدارو شکر بخت با من یار بود و خداهم کمک کرد و توی قرعه کشی حسابهای بانک ملت برنده یه خودروی پژو پرشیا شدم )  با این خبر همکار های همیشه در صحنه گفتن توفان حالا که گواهی گرفتی مارو ببر بیرون یه صفایی بده  منم پیش خودم گفتم اگه دل چند نفر رو شاد کنم هم ثواب داره و هم اونا پیش خودشون نمی گن توفان ندید بدید بود  خلاصه دیروز با بچه ها قرار گذاشتیم و   د ...  برو صفایی بکنیم ... سر همین میدون آزادی خودمون یه ترافیک عظیمی بود بیا و ببین پلیس سر چار راه می گفت مال سردی هواست حالا چه ربطی داشت من نمی دونم مام بی خیال ترافیک بودیم و صدای چنجر ماشین رو تا سیم آخر زده بودیم و داشتیم حالش رو می بردیم که ناگهان یکی از اون کامیونهای اوراقی  که پشتشون از اون شعر های ناب در پیتی نوشته شده بود اومدو     ش    ت    ت   ر   ق   کوبید به ماشین بدبخت من ذلیل مرده  پرشیای خوشگلم داغون شد  پریدم پایین یکی اون گفت و صد تا من دیگه طاقت نیاوردم  هیچی برام مهم نبود . تا اونجایی که خدا قوت داد یکی حواله دماغ بی ریختش کردم  اونم همین جوری نیگام نکرد دستش رو برد بالا و همچین کوبید تو سرم که دنیا جلوی سرم سیاهی رفت ...........  آخ ... اوخ.... من کجام ؟ اینجا کجاست ؟ چه بلایی سرم اومده ؟  وای خدای من خواب دیدم ؟آهااااااااااانگار خواب دیده بودم عجب ضربه محکمی .. این کیس کامپیوتر چرا خورده تو سرم  ... صد مرتبه گفتم شبا به من آبگوشت ندید که این جوری خواب  ببینم      نزنید نزنید تورو خدا ..حالا چرا لنگه دنپایی نثارم می کنید مگه خودتون خواب نمی بینید

                                                 نیشتون همیشه باز باشه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 19:0  توسط توفان | 

 

پنج سال پیش از خدا هدفی رو آرزو کردم  اما هرگز برآورده نشد .

امروز با گذشت پنج سال ( یه عمره ) به هدفم رسیدم اما بقدری برام بی ارزش شده که حتی  برای

اون لبخند هم نزدم  واقعا" راست گفتن که (با گذشت زمان آرزو های بزرگ کوچک می شوند )

درستش اینه که اینقدر تلاش کنی وکسی بشی که( هدفت تو رو از خدا آرزو کنه )

مرید مرادت نباش کاری کن مرادت مرید تو بشه

 

                           الهی گل خنده ها رو لباتون شکوفا باشه

Oh my God من حالم بده شيطنت خونم پايين اومده ..... يكي به دادم برسه

اين دگر من نيستم من نيستم حيف از آن لحظه كه بي من زيستم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 11:22  توسط توفان | 
                                                warning

 

dont kal kal with me

 

دارنده اين وبلاگ سخت عصباني

است

همين امروز صبح چند نفر را به

آغوش باز خداوند رسانده

                                 

                               مواظب خودتون هم نباشيد

                     

                         اجالتا" اين بار نيشتون رو ببنديد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 13:57  توسط توفان | 
کهنه فروش داد می زنه  ....                                            

                                        چراغ شکسته میخریم

                                                              کفشهای پاره می خریم

                                                                              اسباب کهنه می خریم

                                                                                                  بی اختیار داد می زنم

                                                       کهنه فروش قلب شکسته می خری

 

اگر دنیای ما دنیا سنگ اسـت ،بدان سنگینــی سنگ هم قشـــــنگ است

اگر دنیای ما دنیای درد اســــت ،بدان عاشــق شــدن از بهر رنـــــج است

اگر عاشق شدن پس یک گناه است ، دل عاشق شکستن صد گناه است

این مطالب رو پشت یه کامیون نوشته بودند منم اونارو اینجا نوشتم  مگه چیه ...

                مواظب خودتون باشید که بد جور برای توفان عزیزید

                                        همیشه نیشتون باز باشه

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 23:33  توسط توفان | 

۱- وقتي كه آدرسي رو از كسي مي پرسين بلافاصله جلوي چشمش از كس ديگري بپرسيد

۲- وقتي عده ي زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب كانال را عوض كنيد  

۳- در يك جمع سوپ يا چايي را با هورت بالا بكشيد .

۴- وقتي كه از آسانسور پايين مي آييد دكمه هاي تمام طبقات را بزنيد و فورا" محل را ترك كنيد

۵- در روزهاي باروني با ماشينتون هنگامي كه عده اي آدم با كلاس ايستاده اند با سرعت از وسط آبها رد

شويد اگر هم ماشين نداريد مي توانيد چكمه بپوشيد وخود  اين كار را انجام دهيد( كه مثلما" راه دوم بيشتر

كاربرد داره

۶- شمع تولد ديگران را شما فوت كنيد

۷- صابون را در، كف وان حمام جا بذارين

۸- بچه هاي جيغ جيغو وبي تربيت  خود را به سينما ببريد اگر هم بچه اي نداريد مي توانيد خودتان اين كار را

بكنيد

۹- هر جايي كه توانستيد  آدامس جويده شده خود را جا بگذاريد

۱۰- حبه قند نيمه خيس و جويده شده خود را در قندان بگذاريد

۱۱-توي جاي دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنيد

۱۲- دوستتون كه پاش در گچه به مبارزه داخل رينگ دعوت كنيد

۱۳- ورقه هاي جزوه ۳۰۰ صحفه اي دوستتون رو كه ازش گرفتين كه زيراكس كنيد قاطي پاتي به او پس

دهيد

۱۴- بوتيك چي رو وادار كنيد كه شونصد رنگ ونوع متفاوت پيراهنهايش را براي شما باز كنه و بهتون

نشون بده و بعد بگين كه هيچكدام جالب نيست و سريعا" از محل متواري شويد .  

۱۵- توي ظرفهاي آجيل براي مهمانهاتون فقط  پسته و فندوق دهان بسته بگذاريد

۱۶- مرتب اشتباهات لغوي ديگرانرا هنگام صحبت كردن گوشزد كنيد و به او بخنديد

۱۷- به كسي كه دند ون  مصنوعي داره بلال تعارف كنيد

۱۸- به يه پيتزا فروشي زنگ بزنيد و شماره تلفن پيتزا فروشي آنطرف خيابون رو ازش بپرسيد

۱۹- وقتي به يك هنر مند مي رسيد با دوستانتان به او نزديك شويد و بگوييد: بچه ها بيايد عكس بگيريم و

دوربين را بههنرمند مورد نظر داده و از او بخواهيد از شما يك عكس بگيرد  

۲۰- به كنسرت يك خواننده مشهور برويد و در صندلي هاي اول بشينيد و هنگام خواندن خواننده  شما بخوابيد

به طوري كه او شما را ببيند

                                    مواظب خودتون باشيد چون واسه توفان خيلي عزيزيد

                                      هميشه نيشتون باز باشه

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 19:26  توسط توفان | 
 

عمو امیر که همکارم نیست و دوستم هم نیست و همین جوری تو کوچه پس کوچه های خاک خورده

و آسفالت نشده ی خیالاتم پیداش کردم منو به این بازی دعوت کرد

حالا شما ها به جهنم ،ببینید خدا چی درست کرده ؟!!

۱- دوست دارم یه شوکت خانوم داشته باشم که لباسامو بشوره  ووسایلامو جم وجور کنه

۲- برام افت داره جورابامو بشورم برای همینم منتظر می شم تا سوراخ بشه بندازمش دور ( با همین

کارمم خیلی ها رو سقط کردم . گلاب به رو تون )

۳-هر چی که توی خونه خراب می شه  از بد روزگار همیشه می ندازنش گردن من

۴- هرچی کار سنگینه می دن من انجام بدم (منو با رضا زاده اشتباه گرفتن )

۵-همیشه آچار فرانسه و چکش و پیچ گوشتی دستمه ودر حال تعمیرات هستم اما تا حالا نشده چیزی

رو درست کنم

۶-بدجوری اهل ریسک کردن هستم ، مثلا" برای رو کم کنی از پاگرد پله ها خودم رو می ندازم پایین یا تو

ی گولد کویست شرکت کردم جالب اینجاست که هیچی هم دستم نیومد همیشه همه رو هم تشویق

می کنم این کار رو بکنن

۷- اهل فردین بازی هستم هرکی احتیاج به کمک داشته باشه من در بس بیچارش می کنم

۸- هر کی هر دروغی داره میاد پیش من میگه (آخه فکر میکنه بلا نسبت من دو تا گوش دراز دارم )

۹-با راننده تاکسی سر کرایه همیشه دعوام میشه متاسفانه اونی که پرت میشه بیرون همیشه منم

۱۰-اولین املای کلاس اولم نمره ۱۳ بود که برای هر کی تعریف کردم اندازه ی خودم خوشحال نشد نمی

دونم چرا مردم انقدر حسود بودند ؟

۱۱-چند تا دوست صمیمی دارم که هر هفته نوبت به یکیشون می رسه باهاش دعوا کنم به جان شما

بدون اونام جون ندارم

منم صمیمانه ،احمد آقای بقال و ممد آقای گل فروش ، اکی خرما فروش ، آتاسی سرکوچه ، سکینه

روشور فروش ، رسول چلاغ رو به این بازی دعوت می کنم ، آقای تناردیه دربینوایان و گاراگاه دودو ،میگ

میگ و پلنگ صورتی رو دعوت می کنم ، معلم کلاس پنجمم رو هم دعوت می کنم البته خدا رحمتش

کنه حالا سرش شلوغه تو جهنم ، ای ای یادم رفت شینسکه جان ، خاستگار قدیمی هانیکو تو هم بیا

مادرشو هر هاله و نوه عمه عمو زاده قلی

                      همیشه نیشتون باز باشه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 0:29  توسط توفان | 
 

دوستان سلام  منم اومدم

آخرش گره به دست خودم باز شد و خودم يه وبلاگ درست كردم ايميل نويســـــنده هم مال يه بنده خدائيه ،يه جايي  نوشته شده بود .منم ازش سو استــــــفاده كردم وبراي خودم نوشتم خوب چيكار كنم نداريه ديگه  اينجا اندازه كافي جنــــــــــبه و ظرفيت هست هر چي خواستي تو قسمت نظرات بنويس كه بد جور خوشحال مي شم چون واسه هر كاري توفان به پا مي كنم  اين اسم رو روي من گذاشتن قابل توجه بعضي ها كه مي گن خودتون رو دوست ندارين ؟همتون رو لينك مي كنم  ولي از من انتظار نداشته باشين در اون مورد شيطنت نكنم خدايا شكرت كه جايي براي خوب شكوفا شدن شيطنت هام پيدا كردم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 12:32  توسط توفان |